عبدالله مستوفى

605

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

توجه ميفرمائيد كه بيرون كردن او چه زحماتى دارد ؟ سميتكو هنوز چشم طمعش از كردستان برداشته نشده ، و با وجود عده و عدهء قواى دولتى ، هر روز از خاك كردستان عراق به خاك ايران در تك و تاز است . اشراريكه بواسطهء قدرت اين مرد در همه‌جا ساكت شده‌اند هنوز ريشه و مايهء شرارت را از دست نداده‌اند . هنوز هم در لرستان سرجنبان‌هائى كه مثل مار زخمى مترصد وقت مناسبند ، زياد هستند و اجمالا ما كارهاى زيادى داريم ، كه هنوز دست به آنها نزده‌ايم . بيست سال از مشروطه ميگذرد . ما جز به اين يكنفر ، كه از هرحيث مواظب همه‌چيز و همه‌جا هست ، هيچ برنخورده‌ايم . برفرض ، بقول شما اين سگ را به اين جرم از خانه رانديم ، كى را داريم جاى او بگذاريم ؟ از همه گذشته ، با اين نغمه‌هاى وحشى كه از قشون جنوب و شمال و شرق و غرب ميرسد ، و به يكديگر دستور تمرد مىدهند . و همديگر را اغوا مىكنند ، چه خواهيم كرد ؟ چيزى كه باقى داريم ، همين يك كار است ، كه اينها دو دسته شوند ، و جنگ داخلى راه بيفتد ، يا همه باهم متحد شوند و ملت را با اسلحهء خودش زير پا كنند ، و . . . سيد مجال نداد كه من باقى ادلهء نقضى خود را بياورم ، حرف مرا قطع كرده گفت : به همين جهت است كه من معتقد شده‌ام كه بايد ريشهء اين فساد را هرچه زودتر كند « آخر آدم بايد جرأت بكند بيست تا سوار دست يكى بسپرد ، و از ياغيگيرى او در امان باشد ؟ ! ! مرغى را كه دم صبح شغال خواهد برد ، بگذاريد سر شب ببرد . لامحاله از كشيك‌كشى تا صبح خودتان را راحت كرده‌ايد ! ! » دانستم كه سيد در اين امر كاملا راديكال است ، و منطق و طرز فكرش بقدرى در اين زمينه قوت گرفته است ، كه با هر بيانى از منظور اصليش برنخواهد گشت . باهم باطاق آمديم . يك استكان چاى براى من ريخت ، و بعد از صرف چاى از هم جدا شديم . از ميان اشخاص صاحب رأى و ارباب حل و عقد ، فقط اين يكنفر اينطور فكر ميكرد و افكار باقى آنها از قماش همان چيزهاى حلى و نقضى بود ، كه من بمدرس گفته بودم . چنان كه بعد از يكى دو روز مصلحين خيرانديش ميانه افتادند ، سردار سپه را به شهر آوردند و قرار و مدارهائى بين او و وليعهد گذاشته ، و التيامى بين طرفين ايجاد كردند ، و مجلس باكثريت نود و دو رأى ، كه شامل آراء وجيه المله‌ها هم بود ، نسبت به او ، اظهار تمايل كرده ، و مجددا رئيس الوزراء شد ، و قدرت از كف داده را مجددا بدست آورد . كابينهء مجدد سردار سپه سردار سپه كابينهء جديد خود را در ، 24 فروردين 1303 ، بمجلس معرفى كرده ، مشغول كار شد . در افراد اين كابينه تغييراتى به عمل آمد . از جمله سليمان ميرزا از وزارت معارف بر كنار و مستشار الدوله ، جناب آقاى صادق صادق وزير معارف و اوقاف شد . بجاى عز الممالك هم ، مشار الدوله ، ( نظام الدين حكمت ) كفيل فوائد عامه معرفى گرديد . امير اقتدار ، ( محمود انصارى ) ، بجاى خدايار خان ، وزير پست و تلگراف گشت ، ذكاء الملك ، ( محمد على فروغى ) ، و مدير الملك ، ( محمود جم ) ، و